خب به اینم فکر کن در تمام اون مدتی که شما داشتی زندگی میکردی و شاهد رشد فینگیلی ها بودی و زیبایی های زندگی رو تجربه میکردی ایشون فقط کتاب دستش بوده و گوشه کتابخونه نشسته بوده ...
وااااای فنجون عزیزم هیجی اندازه ی این کامنتت و حرفات نمی تونست ارومم کنه یعنی یکماه بود ذهنم درگیره این استادمون بود که چرا اینقدر از من کوچیکتره الان توجیه شدم که خیلیییییی بهش بد گذشته و به جاش به من خوش گذشته و اصلااااااا ادم موفق و پرهمت و با پشتکاری نبوده
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
منم زیاد اینجور محاسبات رو انجام دادم!!
خیلی حس بدیه لامصب
خب به اینم فکر کن در تمام اون مدتی که شما داشتی زندگی میکردی و شاهد رشد فینگیلی ها بودی و زیبایی های زندگی رو تجربه میکردی ایشون فقط کتاب دستش بوده و گوشه کتابخونه نشسته بوده ...
وااااای فنجون عزیزم هیجی اندازه ی این کامنتت و حرفات نمی تونست ارومم کنه
یعنی یکماه بود ذهنم درگیره این استادمون بود که چرا اینقدر از من کوچیکتره
الان توجیه شدم که خیلیییییی بهش بد گذشته و به جاش به من خوش گذشته و اصلااااااا ادم موفق و پرهمت و با پشتکاری نبوده